عبد المحمد آيتى

59

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

براى او در بيست و هفت موضع اسب مهيّا داشته بودند . در مدت چهار روز خود را به بيره رسانيد . در اين‌حال سوارى دويست هم از نواحى حما به خدمتش پيوست . [ 88 ] روز ديگر هنگام طلوع خورشيد آن سوى آب فرات برپشته‌اى برآمد و علامت سلطنت آشكار نمود . ساكنان قلعه شادمان شدند در ناى دميدند . مغولان در انديشه شدند كه سبب شادمانى ساكنان قلعه چيست . پس از سيزده روز لشكر از مصر فرا رسيد . و چون آب فرات ميان آنان حايل بود و معبرى نداشت بندقدار فرمود تا سى و پنجهزار شتر در آب اندازند و لشكر مصر از زبر آنها بگذرند و او ابتدا خود اسب در آب افكند و لشكريان نيز از چپ و راست به آب زدند . مغولان چون آن شهامت بديدند با آنكه چند برابر مصريان بودند رو به گريز نهادند و مصريان غنائم بسيار گرفتند . بندقدار پانزده سال حكومت كرد . پس از او پسرش ملك‌سعيد بر تخت نشست . او نيز پس از دو سال بمرد . آنگاه سيف الدين قلاون معروف به الفى به سلطنت رسيد . او در سال 676 به قصد قتال با آباقا خان خروج كرد . [ 89 ] سرداران لشكر آباقا خان در اين جنگ تغودرنوئين « 1 » و توداون بهادر بودند . در صحراى آبلستان « 2 » با هم مصاف دادند مسلمانان پيروز شدند و اكثر امراى مغول را كشتند و اسلحه و اسبان ايشان به غنيمت بردند . بار ديگر در سال 679 آباقا خان برادر خود منكوتيمور را با امراء : اياجى « 3 » و ارغسون و اليناق و سى هزار سپاهى روانهء تسخير مصر نمود . الفى نيز به ظاهر حمص به مقابله آمد . چون نبرد درگير شد اين‌بار نيز لشكر مغول شكستى فاحش يافت . منكوتيمور را هنگام فرار تير زدند . و او از آن تير درگذشت . پس از مرگ او لشكريان مصر حمله‌ور شدند و تمامت لشكريان مغول را از دم تيغ گذرانيدند . اهل اسلام به خاطر اين پيروزى زبان به شكر پروردگار گشودند و فتحنامه‌اى به سادات مكّه فرستادند ، بدين مضمون كه : روز پنجشنبه هشتم رجب سال 679 دشمن بدبخت به ظاهر حمص آمد با آنان

--> ( 1 ) - چ : تمغودرنوئين ( 2 ) - مراد ابلستين شهرى در بلاد روم است ( 3 ) - چ : ايداجى